برچسب پاسخ درسهایی از قرآن - درسهایی از قرآن

درسهایی از قرآن با موضوع ارزش علم و دانش اندوزی در اسلام

جمعه 17 آذر‌ماه سال 1396


ارزش علم و دانش اندوزی در اسلام
تاریخ پخش: 16/09/96
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
خدمت عزیزان دانشجو هستیم. سالهای قبل هم بحث‌هایی به مناسبت داشتیم. امروز هم یک بحثی برای علم برای شما تهیه کردم. فقط طوری گوش بدهید که نقل کنید. مثل من نباشید. من چند هزار ساعت با کم و زیادش در ماشین نشستم، اما چون دل ندادم هنوز رانندگی یاد نگرفتم. اگر سی ساعت دل می‌دادم، راننده شده بودم. اصولاً نه این کلاس، همیشه طوری باشد که هرکس حرف می‌زند، دل بدهید. اگر دل بدهیم خیلی چیز یاد می‌گیریم. نقش علم، اگر با شما مصاحبه کردند، ارزش علم چیست؟ جواب من این است. علم چیزی است که هم روی اشرف مخلوقات اثر دارد و هم روی پست ترین مخلوقات، اشرف مخلوقات انسان است و در انسان‌ها، اشرف انسان‌ها انبیاء هستند. علم در انبیاء هم اثر دارد.
پیغمبری سوار الاغی بود از قریه‌ی مخروبه می‌گذشت، گفت: خدایا چطور مرده‌ها را زنده می‌کنید؟ «فَأَماتَهُ‏ اللَّهُ مِائَةَ عام‏» (بقره/259) صد سال خدا پیغمبر را مرگش داد. «ثُمَّ بَعَثَه‏» بعد از صد سال مبعوثش کرد. گفت: چند وقت اینجا هستی؟ گفت: یک نصف روز یا یک روز است. گفت: نه صد سال پیش سؤال کردی. تو را مرگ دادم. جان الاغت را گرفتم. حالا نگاه کن می‌خواهم الاغت را جلوی چشمت زنده کنم. یعنی صد سال پیغمبر بمیرد تا یک چیزی یاد بگیرد. آن هم چیز تجربی، علم ارزش دارد که آدم صد سال برایش بمیرد. این روی بهترین افراد. پست ترین افراد، سگ حیوان نجسی است. اما همین حیوان نجس اگر آموزش دید و گوسفندی را برای شما شکار کرد، این گوسفند حلال است. چرا؟ برای اینکه شکارچی‌اش آموزش دیده است. یعنی آموزش روی سگ هم اثر دارد. این ارزش علم است. این یک مسأله...
1- فراگیری علم تا پایان عمر
مسأله دیگر اینکه چه علمی؟ خیلی از چیزهایی که ما می‌خوانیم، دانستنش جایی را آباد نمی‌کند و ندانستنش هم جایی را... کمک کنید... بگویید... خراب نمی‌کند، الکی است. لذا در دعاها داریم «علماً نافعا» علم مفید. اگر علم مفید بود ما فارغ التحصیل نبودیم. خدا به پیغمبرش می‌گوید: «وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِی‏ عِلْماً» (طه/114) یعنی فارغ التحصیل نیست. با اینکه در دعای ندبه داریم، «و علمته‏ علم‏ ما کان و ما یکون الى انقضاء خلقه» با اینکه خدا همه علوم را به پیغمبر داد، اما می‌گوید: تو فارغ التحصیل نیستی. خودتان را فارغ التحصیل ندانید. این یک مسأله...
خداوند مدرکی که به بشریت داده، می‌گوید: کم. می‌گوید: بشر، همه شما با هم یک ذره سواد دارید. من آیه را می‌خوانم، کلمه آخر را نگه می‌دارم شما بگویید. بعضی‌ها حفظ هستید. آیه این است. «وَ ما أُوتِیتُمْ‏ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا» (اسراء/85) یعنی همه شما با هم یک ذره سواد دارید. این نسل فرهیخته و اینها برای تشویق شماست، باور نکنید. جایی خبری نیست. علم باید مفید باشد. اگر علم مفید بود الآن کشور ما مشکل نداشت. این رئیس جمهورها در مناظراتشان همه مشکل اشتغال جوان‌ها را داشتند. این بخاطر این است که جوان لیسانس شده ولی هیچ مهارتی ندارد. حالا تازه رئیس جمهور گفت: بیاییم برای این جوان‌های بی مهارت شش ماه دوره بگذاریم یک چیزی یاد بگیرند سر کار بروند. این مثل گرمک بی مزه است که می‌گوییم: از بیرون یک مقدار شکر قاطی‌اش کنید، بلکه بتوانیم بخوریم. از اول نژاد خربزه باید شیرین باشد. ما خربزه بی مزه تولید می‌کنیم، بعد می‌گوییم: از بیرون شکر بریز. لیسانس بی مهارت، بعد می‌گوییم: شش ماه برود دوره ببیند، این شش ماه دوره را در لا به لای چهار سال، در آموزش‌هایش می‌دید. چرا ذات لیسانس شیرین نباشد؟ چرا از بیرون؟ علم مفید باید باشد.
2- بهره‌گیری بهتر از امکانات موجود 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

درسهایی از قرآن با موضوع مقایسه داشته‌ها و نداشته‌ها در زندگی

پنج‌شنبه 9 آذر‌ماه سال 1396


مقایسه داشته‌ها و نداشته‌ها در زندگی
تاریخ پخش: 09/09/96
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
در خدمت برادران و خواهرانی از بهزیستی هستیم به مناسبت روز جهانی معلولین، در این چند ده سالی که صحبت کردیم دو سه بار دیگر هم این بحث شده است. هر چند سالی یکبار در این مورد صحبت شده است. امروز ما هم می‌خواهیم صحبت کنیم. اصولاً من بحث را یک مقدار توسعه می‌دهم ولو مخاطب شما هستید ولی به درد همه افراد می‌خورد. ممکن است کسی معلول نباشد اما اشکالی در ذهنش باشد که مثلاً چرا من زشت هستم؟ معلول نیستم، سالم هستم اما چرا مثل فلانی خوشگل نیستم که زود برایم خواستگار بیاید. چرا من شاگرد اول نشدم؟ چرا مثل فلانی نشدم؟ این کار به معلولین هم ندارد. باقی هم که معلول نیستند از این حرف‌ها می‌زنند. جواب من این جمله است که یک نیم دایره را فرض کنید [پای تخته می‌روند...]
1- داشته‌ها مهم نیست، هدف‌ها مهم است
یکی آن بالاست، رهبر و رئیس جمهور و وکیل و وزیر و سفیر است. تاجر است، آدم کاسب است، یکی استاد دانشگاه است، یک دانشجو معمولی است. یکی امکانات دارد آن بالاست، یکی وسط است و یکی هم پایین است. مهم نیست چه کسی کجا قرار گرفته است. مهم این است که حرکتش درست باشد. در هر شرایطی که هست صاف حرکت کند. صاف اینجا بیاید و از اینجا هم صاف اینجا برود. یعنی هدف را گم نکند. این یک هدف است و این هم یک هدف است. «کتاب الله و عترتی» این پایین است، اگر باز صاف حرکت کند، این زاویه قائمه است. اینجا باشد باز اگر صاف حرکت کند، از هرجای نیم دایره اگر هدف را گم نکند، حرکت را کج نکند زاویه قائمه است. این یک جواب کلی است.
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید 

برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

درسهایی از قرآن با موضوع وظایف ما در برابر پیامبران و امامان علیهم السلام

چهارشنبه 24 آبان‌ماه سال 1396


وظایف ما در برابر پیامبران و امامان علیهم السلام
تاریخ پخش: 25/08/96
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
رحلت پیغمبر اسلام و شهادت امام حسن مجتبی(ع) را تسلیت عرض می‌کنم. شهادت امام رضا را هم تسلیت عرض می‌کنم. بد نیست هرکدام یک سلامی به این عزیزان بدهیم. اول به پیغمبر «السلام علیک یا محمد بن عبدالله، السلام علیک و رحمة الله و برکاته» امام حسن «السلام علیک یا حسن بن علی المجتبی و رحمة الله و برکاته» امام رضا «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا و رحمة الله و برکاته»
انسان وقتی در جاده‌های خاکی و دست انداز افتاد، همینطور ماشین و خودش اذیت شد، همینطور که به جاده آسفالت می‌رسد، می‌فهمد آسفالت عجب نعمتی است. ما وقتی قدر پیغمبر و اهل‌بیت را داریم که بدانیم چه بوده و چه شده است. هرجای دین را مقایسه کنیم از مسلمان‌ها نمی‌گویم، از اسلام می‌گویم. بین اسلام و مسلمان فرق است. ممکن است مسلمان‌ها هرکس یک نقطه ضعفی داشته باشد. یکی دروغ می‌گوید، راحت. یکی غیبت می‌کند راحت. یکی فحش می‌دهد، حرام خواری می‌کند، ربا می‌گیرد، کم فروشی می‌کند. بداخلاق است، همسرداری و بچه‌داری‌اش بد است. بی ادب است. هر مسلمانی ممکن است ... من از اسلام می‌گویم، نه از مسلمان‌ها. شما هرجای اسلام را با هر مکتبی مقایسه کنید آنوقت قدر اسلام معلوم است که پیغمبر چه خدمتی به ما کرد. همین الآن شما بین اذان که پیغمبر برای ما آورد با صدای ناقوس مقایسه کنید. صدای ناقوس را ممکن است شنیده باشید. اگر هم نشنیده‌اید صدای زنگ‌هایی است که در بعضی میدان‌ها و فلکه‌ها ساعت‌های بزرگی را کار می‌گذارند، صدای دلنگ دلنگ این صدای ناقوس است. مثلاً این صدای ناقوس چه پیامی دارد جز دلنگ دلنگ؟ هیچ پیامی ندارد. اما اذان ما چه می‌گوید؟ اذان ما از الله شروع می‌شود. الله اکبر! اول می‌گوییم: الله، آخر اذان هم «لا اله الا الله» می‌گوییم. یعنی اول و آخر الله است و بین دو تا الله با کلمات موزون یک دوره عقاید، «لا اله الا الله»، «اشهد ان محمداً رسول الله» (صلوات حضار)
1- شرایط رهبر جامعه در قرآن کریم
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

درسهایی از قرآن با موضوع خط شکنی جابر در اولین اربعین

چهارشنبه 17 آبان‌ماه سال 1396


خط شکنی جابر در اولین اربعین
تاریخ پخش: 18/08/96
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث غروب اربعین پخش می‌شود. کلمه‌ی اربعین سالهای قبل هم گفتم. سه عدد هست که راز درونش است. رازش را من بلد نیستم. یکی عدد هفت است. ایام هفته هفت روز است. مکه هفت بار باید طواف کرد. سنگ زدن به شیطان هفت بار است. سعی صفا و مروه هفت بار است. سوره حمد که همه باید هر روز بخوانیم هفت آیه دارد. این هفت چیست؟ نمی‌دانم.
1- رمز اعداد هفت، هفتاد و چهل
2- عدد اربعین و چهل را هم نمی‌دانم چیست. چون می‌گویند: از هر طرف چهل تا خانه همسایه است. به چهل مؤمن اگر دعا کنی دعای خودت هم مستجاب می‌شود. اگر چهل روز بر تو گذشت و نتوانستی گوشت بخوری، قرض کن و گوشت بخور و پولش را خدا می‌رساند. یعنی بیش از چهل روز نشود. هرکس چهل حدیث را حفظ کند چه مقامی دارد. خیلی، شاید خیلی خیلی است. منتهی من چون سالهای قبل گفتم دیگر ورقه‌هایم را نیاوردم. عدد اربعین هم یک رازی درونش است نمی‌دانم چیست. در همین هفت، آسمان‌ها هفت تا هست.
یکی هم مسأله‌ی 70 است. 70 هم نفهمیدم چیست. چه رازی درونش هست، نمی‌دانم. ما چیزی بلد نیستیم. ولی این ماجرای اربعین قدرت نمایی خداست. حمایت از امام حسین بعد از هزار و چهارصد سال. این چیست؟ شما حاضر هستید پول بدهید برای جد شانزدهمت یک جلسه بگیری؟ پدرت و پدربزرگت را می‌شناسی. اما پنج نسل جلو، بگوییم: نسل شانزدهم شما، نسل سی و دوم شما، نسل نهم شما کیست؟ شما حاضر هستی پول بدهی؟ نه. من پول بدهم برای نسل نهمم؟ شما برای پدربزرگت دیگر پول خرج نمی‌کنی. چطور شد بعد از 1400 سال این رقمی مردم خرج می‌‌کنند؟ ایران و عراق و باقی کشورها. حمایت بعد از 1400 سال. فوق زمان!
2- امام حسین علیه السلام، فوق مکان و زمان و مذهب
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید

مقاوم سازی جامعه در برابر خطرات و تهدیدها

جمعه 12 آبان‌ماه سال 1396


مقاوم سازی جامعه در برابر خطرات و تهدیدها
تاریخ پخش: 11/08/96
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
در محضر مبارک عزیزانی هستیم که در پدافند غیرعامل تدبیر و تلاش می‌کنند. من آشنایی‌ام با این واژه عمیق نیست ولی اطلاعات مختصری که دارم بگویم. یکی از عزیزان می‌گفت: ما وقتی پشه می‌آید و با پیف پاف می‌کشیم، این عامل است. یکوقت با اسلحه نمی‌کشیم، خودمان که در پشه بند می‌رویم دیگر کاری از این نمی‌آید. این پشه بند غیر عامل است. گفتم: این مثل خوبی است و همه می‌فهمند. اگر با پیف پاف کشتی عامل است.
1- ساخت بناهای مقاوم در برابر زلزله و سیل
ساختمان سر هم بندی با ساختمان مقاوم، قرآن تعریف ذوالقرنین را که می‌کند، می‌گوید: ذوالقرنین سد ساخت. اما بگویم: چه سدی ساخت؟ مقاوم بود. موشک هم جلویش نبود. «أَنْ یَظْهَرُوهُ» یعنی اینقدر این بلند بود که نمی‌شد بالایش رفت. 2- «نَقْبا» (کهف/97) عربی‌هایی که می‌خوانم قرآن است. «نقبا» یعنی نمی‌شود با هیچ مته‌ای سوراخش کرد. سد ساخت هم بسیار بلند هم قابل مته، دلر نبود.
حدیث داریم کسانی که خانه می‌سازند سر هم بندی بسازند، اینها اگر خانه روی سرشان خراب شود اجری ندارند. یکبار پیغمبر ما یک مرده را دفن کرده بودند. حضرت خشت‌ها را به هم می‌چسباند مثل سقف‌های ضربی، بینش را گل می‌مالید. گفتند: یا رسول الله! این مرده است. خاک رویش بریز برود! فرمود: خدا دوست دارد هرکس هر کاری می‌کند مقاوم سازی کند. یعنی در دفن مرده هم نباید سر هم بندی کرد. باید محکم کرد. امام صادق قلمش پشت گوشش بود. ما کاشان که بودیم نجارها قلمشان را اینجا می‌گذاشتند. قلمش پشت گوشش بود. حتی من در دانشگاه به دانشجوها گفتم: یک قلم و کاغذ زیر متکای شما باشد. ممکن است قبل از خواب یک چیزی یاد شما بیاید، بگویی: عجب! صبح می‌نویسم. اما صبح یادت برود. زیر متکای شما قلم باشد. پیغمبر ما که از دنیا رفت، دیدند زیر متکایش مسواک است. مسأله مهمی است که انسان هرکاری می‌کند خوب انجام بدهد. سر هم بندی نکند. الآن در کشور ما می‌گویند: این خانه‌ها را می‌گویی بساز و بفروش است. بساز و بفروش است یعنی چه؟ یعنی خیلی مقاوم نیست.
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید
ادامه مطلب
داستان آموزنده جدید, داستان بسیار زیبا, داستان جالب, داستان جدید
( تعداد کل: 95 )
   1       2       3       4       5       ...       19    >>